سرویس فرهنگی رویش نیوز: کلاس اول دبستان را به خوبی یادم هست؛ دو ماهی بیشتر از شروع سال نمی گذشت که یک روز خبر دادند که معلم کلاس اول «ج» به رحمت خدا رفته...چند وقتی بود که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد... کادر آموزشی مدرسه بر آن شدند تا به احترام تازه گذشته کاری کنند...تصمیم این شد تا یک هفته سر صف قبل از کلاس یک دقیقه سکوت کنیم. از قدیم رسم بر آن بود هر گاه در برابر عظمت انسانیت فردی، آدم ها کم می آوردند به احترامش سکوت می کردند... همچنان که سالهاست ما نیز دربرابر عظمت شما کم آورده ایم. از مسئولان ذیرربط گرفته تا مردم کوچه بازار و حتی خود خود ما!! سالها از رشادتهایتان می گذرد و ما هنوزخانواده هایتان را به گرفتن سهمیه متهم می کنیم. سالها از دلیرمردی هایتان می گذرد و مسئولینمان هنوز به غیر از شعارهای «شهدا شرمنده ایم» و «بعد از شهدا چه کردیم؟» هیچ حرفی برای گفتن ندارند. مسئولینی که هر کدامشان که بر روی صندلی ریاست قرار گرفتند به سبب قطره قطره خون جوانان وطن بوده ولی افسوس که می پندارند به سبب لیاقت و شایستگی خودشان بوده که بر اریکه قدرت جا خوش کرده اند... استان اصفهان از روز شنبه میزبان ستاره های آسمان زمین خواهد بود؛ میزبان پرستوهایی که بعد از سالها غربت سرانجام به سرزمین مادریشان کوچ کرده اند. اما در شهر هیچ خبری نیست! امروز سه شنبه است و چهار روز به آمدنشان باقی مانده! همیشه رسم بر این است که اگر میهمان عزیزی را به خانه دعوت می کنیم از روزها قبل برای تدارک میهمانی در تلاشیم تا میزبانی لایق قلمداد شویم؛ اما ظاهرا همچون سالهای گذشته مسئولین و دستگاه های دولتی و غیردولتی تنها به چاپ بنری برای استقبال از شهدا اکتفا خواهند کرد، به قول مسئولانمان: شهدا شرمنده ایم؛ این بار هم از بس عظمت داشتید با چاپ بنری به احترامتان سکوت کرده اند؛ سکوتی که هر چند در فضای مجازی نسل دومی ها و سومی ها آن را شکسته اند اما فضای مجازی کجا و دنیای واقعی کجا؟؟ شبکه های سراسری صداوسیما که هیچ، حتی مرکز اصفهان هم آنچنان که باید و شاید در مسیر اطلاع رسانی موثر برای برگزاری باشکوه مراسم تشییع قدم برنداشته است. و به نظر می رسد باتوجه به زمان باقی مانده تا مراسم در شهرستان های اصفهان، بایستی صداوسیمای اصفهان تلاش شبانه روزی را در برنامه قرار دهد. در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هر از گاهی بنری، خبری و یا مطلبی با محتوای استقبال گرم از شهدای غواص به اشتراک گذاشته می شود اما پایت را که در شهر می گذاری خبری نیست انگار نه انگار که قرار است میزبان میهمانانی عزیزتر از جان باشیم. به راستی که آنچنان عظمت دارید که ما از درک و دریافت و به سخن راندن آن باز مانده ایم و به غیر از حرفهای کلیشه ای همیشگی سخنی تازه برایتان نداریم، هر چند که شما هر از گاهی با کوچ دسته جمعی تان دوباره امیدی تازه و رونقی هزارباره بر دلهای مردمان این دیار می نشانید و البته رنگ و بویی دوباره به شعارهای تکراری مسئولانمان می دهید...اما این بار هم دستمان خالی تر از همیشه است، دستهای خالیمان را به نشانه استغاثه بالا می آوریم و از شما می خواهیم که در این وانفسای حیرت و پریشانی دستگرمان باشید؛ ای کاش برایمان حمدی می خواندید که ما مرده ایم و شما زنده...
روز اول بعد از سکوت به احترام خانم کلاس اول «ج»، وقتی وارد کلاسها می شدیم، خانم جدیدی را دیدیم که وارد کلاس اول «ج» شد؛ تا یک هفته سکوت کردیم به احترام تازه گذشته ولی از همان روز اول همه چیز به حالت عادی برگشت...
به احترام عشق تو سکوت میکند صدا
دوباره قالب سخن پر از سکوت میشود
سکوت کرده ام ولی همیشه غرق خواهشم
زبان الکن من و فر و شکوه یاد تو و العاقبه لاهل التقوی و الیقین
|